در حال حاضر بیش از 2000 فایل در سایت گنجینه دانش موجود است که 95% آنها بصورت رایگان دانلود می شوند

موضوعات اصلی

online-education5

online-education5

moshavere-darsi

کلام امیر المومنین (ع)+دانلود نهج البلاغه+دانلود غررالحکم

امام علی علیه السلام

مقاله کلام امیر شامل گزیده ای از سخنان گهربار حضرت علی علیه السلام در قالب پرسش و پاسخ ، خطبه ، کلمات قصار و دعاهای حضرت علی علیه السلام است.

ده پاسخ متفاوت به یک سوال

حديثی خوش ز پيغمبر روايت کرده سلمان- پيمبر شهر علم است و علي دروازه ی آن

از سلمان فارسي روايت شده است که رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمود: «انا مدينة العلم وعلي بابها» خوارج وقتي اين حديث را شنيدند به امام علي (عليه السلام) حسد ورزيدند. از اين رو ده نفر از سران خوارج گرد آمدند و گفتند: يک سؤال واحد را هر يک از ما تک تک از علي (عليه السلام) بپرسد تا ببينيم که چگونه به ما جواب مي دهد. اگر به هر يک از ما جواب يکساني داد، معلوم مي شود که او علمي ندارد.

يکي از آنان آمد و گفت: يا علي علم برتر است یا مال؟حضرت علي (ع) جواب داد : علم برتر است.

آن مرد پرسيد: به چه دليل؟ فرمود:«زيرا علم ميراث پيامبران است و مال ميراث قارون و هامان و فرعون و شدّاد است.» آن مرد نزد دوستان خود رفت و اين جواب را به آنان گفت.

دومی برخاست نزد ايشان آمد و همان سؤال را از وي پرسيد. امام علي (ع) پاسخ داد: علم بهتر است. عرض کرد: به چه دليل؟ فرمود: «زيرا مال را تو بايد نگهداري کني ولي علم ترا حفظ مي کند.» او نيز اين جواب را به دوستانش خبر داد، گفتند : علي راست گفته است.

سومي برخاست و آمد پرسيد: اي علي علم بهتر است يا ثروت؟

فرمود:علم بهتر است.گفت: به چه دليل؟فرمود:«زيرا ثروتمند دشمنان بسياري دارد و دانشمند دوستان فراواني دارد.»

او نيز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان گفت.

چهارمي برخاست و آمد پرسيد: يا علي العلم افضل أم المال؟ اي علي علم بهتر است يا ثروت؟ فرمود:علم بهتر است. گفت: به چه دليل؟ فرمود:«زيرا وقتي در مال تصرّف کني کاهش مي يابد، ولي وقتي در علم تصرّف کني افزوده مي شود.» او نيز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان خبر داد.

پنجمي آمد پرسيد:اي علي علم بهتر است يا ثروت؟ فرمود:علم بهتر است.گفت: به چه دليل؟ فرمود:«زيرا ثروتمند به نام بخيل و لئيم خوانده مي شود، و دانشمند با اکرام و اعظام خوانده مي شود.» او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را به اطلاع داد. ششمي آمد و پرسيد:اي علي علم بهتر است يا ثروت؟ فرمود:علم بهتر است. گفت: به چه دليل؟ فرمود:«زيرا اين ترس وجود دارد که مال را دزد ببرد ولي در مورد علم ترسي وجود ندارد.» او نيز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان گفت.

هفتمي پرسيد:اي علي علم بهتر است يا ثروت؟ حضرت جواب داد: علم بهتر است.گفت: به چه دليل؟ فرمود: «زيرا مال با طول مدّت و گذر زمان فرسوده و کهنه مي شود. و علم کهنه نمي شود و دچار آفت نمي گردد.» او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را اطلاع داد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ «برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.»

نفر نهم پرسيد: اي علي علم بهتر است يا ثروت؟ حضرت جواب داد: علم بهتر است. گفت: به چه دليل؟ فرمود: «زيرا ثروت باعث قساوت و سنگدلي مي شود و علم قلب را نوراني مي کند.» او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را به خبر داد.

نفر دهم آمد پرسيد: يا علي العلم افضل أم المال؟ اي علي علم بهتر است يا ثروت؟ فرمود:علم.عرض کرد: به چه دليل؟ فرمود: «زيرا ثروتمند تکبّر مي ورزد و خود را بزرگ مي شمارد و چه بسا گاه ادّعاي ربوبّيت کند، ولي دانشمند فروتن و افتاده است.»

او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان خبر داد. آنگاه ده نفر همگي گفتند: خدا و رسولش راست گفته اند و شکّي نيست که علي (ع) باب همه ي علوم است.

در پي اين ماجرا امام علي(عليه السلام) فرمود: به خدا سوگند اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم. (منبع: کشکول شيخ يوسف بحراني، ج1 ص27)


خطبه بدون الف

روزى اصحاب رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله گرد هم جمع شده بودند و درباره این كه چه حرفى از سایر حروف در كلام بیشتر استفاده می شود گفتگو مى‏كردند. در نهایت همگى بر حرف «الف» اتفاق نظر پیدا نمودند. در این اثنا، على علیه‏السلام مرتجلاً و بدون هیچگونه تأمل و توقفى خطبه‏اى خالى از حرف «الف» ایراد فرمودند كه بعدا به خطبه «مونقه» (شگفت‏انگیز و تعجب‏آور) نامیده شد. (منبع: شرح ابن ابی الحدید، ج 19، ص 140)

حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی صورٍ ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم.


خطبه بدون نقطه

روزی عربی در مسجد کوفه و پس از نماز ، برای ریشخند حضرت علي عليه السلام از او درخواست گفتن چند جمله بدون نقطه می‌کند، و حضرت این خطبه را می‌خوانند: (منبع : سفينه البحار, ج ۱, ص ۳۹۷)

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ. الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ. سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ َحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها. الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ. عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ. أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً. صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ. أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً. اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها. هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً. اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ. عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم. وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.


ترجمه بخش هایی از خطبه بدون نقطه : ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و شریف ترین آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن. یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی. شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاک نمود و کنارشان افکند. ارزش‌ها ی اخلاقی را به بندگان رسانید و شرافت بخشید. آسمان را برافراشت و بلندی بخشید، زمین را مسطّح کرد و گستراند و آن‌را محکم و پهن کرد، امتداد بخشید و (برای زندگی) هموار و آماده کرد . آب و چراگاهش را به شما عطا کرد و شمار امّت‌ها را از روی حکمت تعیین کرد و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت و نشانه های بلند (هدایت) را مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستینی که معادلی برایش نیست و حُکمش رد کننده‌ای ندارد. خدایی نیست جز او، فرمان‌روایی است که امنیت می‌دهد، صورت‌گرِ بسیار دانا، حاکمِ مهربان و پاک و بی آلایش است . فرمانش ستوده و حریم کویش آباد است و به کرَمش امید می‌رود.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد. بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی ای که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، و پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره ی یُمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی. درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.

او را فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش ، و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

به او گوش فرا دهید و فرمانش را رعایت کنید. آنچه را حلال کرده، حلال شمارید و آنچه را حرام کرده، حرام دانید. خدا رحمتتان کند!


در محضر غرر الحکم

(نویسنده غرر الحکم : آمُدی– غرر الحکم شامل بیش ده هزار کلمات قصار امیر المومنین علیه السلام است)

1- دنبال جمع کردن دنیا و آخرت بودن از فریب‌های نفسانی است. (غررالحکم، ص 140) (توضیح : انسان نمیتواند هم دنیا را هدف خود قرار دهد و هم آخرت را ، بلکه دنیا وسیله ای برای رسیدن به هدف خوشبختی در آخرت است)                              

خدا را جمع نتوان با هوا کرد – یکی از این دو را باید رها کرد

2- مولا علی (ع) : بهترین دوست تو کسی است که تو را شیفته آخرت کند ، و نسبت به دنیا بی رغبت کند و تو را در فرمانبرداری از خدا کمک کند. (غررالحکم جلد 3 صفحه 436)

3- شادمان مباش به توانگری و فراخی زندگی ، و اندوهگین مباش به نیازمندی و بلا و گرفتاری ، زیرا طلا آزموده شود به آتش و مومن آزمایش شود به بلا و گرفتاری (غررالحکم ش 7693)

4- واجب ترین علم بر تو آن علمی است که تو را به صلاح و درستیِ دین تو راهنمایی کند و فساد و تباهی آن را برای تو آشکار سازد.(غررالحکم ش6917)

5- به راستی که شما به عمل کردن بدانچه دانسته اید نیازمند تر هستید تا به یاد گرفتن آنچه را نمیدانید.(غررالحکم ش7214)

6- جز این نیست که عالم و دانشمند کسی است که علم و دانشش بخواند او را به پارسایی و پرهیزکاری و به بی رغبتی در جهان فانی و شیفتگی به سوی بهشت برین (غررالحکم 6926)

7- آرزو همچون سرابی است که هر که آن را ببیند فریبش دهد و هر کس بدان امید بندد نومیدش کند. (غررالحکم ش608)

8- کسی که عمل خود را خوش ندارد و آن را لایق خود نداند ، این حالت او را به عملی بهتر از آن وادارد. (غررالحکم ش7296)

9- هیچ گاه از کاری که در آن فرمانبرداری خدای سبحان را انجام داده ای عذزخواهی نکن که همین در منقبت و مباهات تو کافی است. (غررالحکم ش5704)

10- در هر چیزی اسراف و زیاده روی مذموم است مگر در کارهای خیر و نیز در مبالغه در راه اطاعت حق تعالی. (غررالحکم ش6353)

11- دستور عقل را زود اجابت کن و دستور هوا و هوس را به تاخیر انداز. (غررالحکم ش6749)

12- خدای سبحان از چیزی نهی نفرموده جز آنکه مردم را از آن بی نیاز فرموده است. (غررالحکم ش1655)

13- راضی باش از روزی بدانچه برایت مقدر شده تا توانگر زندگی کنی. (غررالحکم ش3576)

14- همۀ عمل انسان تباه و برباد رفته است جز آنچه را از روی اخلاص انجام داده باشد. (غررالحکم ش2431)

15- ترک گناه سخت است ولی سخت تر از آن ترک بهشت است. (غررالحکم ش3362)

16- برتر و بالاتر از بدست آوردن نیکی ها ، پرهیز و دوری کردن از بدی هاست. (غررالحکم ش4247)

17- کسی که اندیشه و فکر گناه در او بسیار باشد (تدریجاً) او را به گناه کشاند. (غررالحکم ش3382)

18- ثروت برای صاحب خود وبال و گرفتاری است، مگر آنچه را از پیش (برای روز جزا) فرستاده باشد. (غررالحکم ش9444)

19- مال و ثروت ، پادشاه و فرمانروای فاجران و تبهکاران است. (غررالحکم ش9433)

20- برترین مالها آن است که بوسیله آن حقوق خدا و خلق او پرداخت شود. (غررالحکم ش9454)

21- به راستی که خدای سبحان در اموال توانگران قوت و خوراک مستمندان را فرض و واجب کرده ، و هیچ مستمندی گرسنه نماند مگر به خاطر خودداری کردن و منع توانگری و خدای تعالی از آنان بازخواست آن را خواهد فرمود. (غررالحکم ش9456)

22- مال بسیار هلاکت و سرکشی آورد و نابود گرداند - مال بسیار دلها را تباه گرداند و منشأ گناهان گردد. (غررالحکم ش9475)

23- تقرب و نزدیک شدن به درگاه خدای متعال به درخواست کردن از اوست ولی تقرب به مردم به ترک درخواست از آنهاست. (غررالحکم ش3874)

24- تلاش و کوشش بر تو است ولی پیروز شدن در کار بر تو نیست. (غررالحکم ش4070)

25- فرصتهای خیر را غنیمت شمارید ، زیرا که آنها همچون گذشتن ابر می‌گذرند. (غررالحکم ص152)


در محضر نهج البلاغه

(نهج البلاغه شامل برخی خطبه ها ، نامه ها و حکمت ها (کلمات قصار) امیر المومنین علیه السلام است)

1- هر که همت و توجهش به کار آخرت باشد، خداوند کفایت امور مهم دنیای او را خواهد کرد و هر کس باطن خود را اصلاح کند خدا ظاهرش را نیک و صالح می گرداند ، و كسى كه رابطه خود با خدا را اصلاح كند، خدا رابطه‏اش را با مردم اصلاح ميكند. ( نهج البلاغه، قصار 89 – کافی ج8 ص 307)

2- دنیا خانه گذر است نه جاى ماندن. ( نهج البلاغه، قصار 133)

3- قناعت گنجى است كه تمام نمى شود.( نهج البلاغه، قصار 229)

4- مردم چیزى از برنامه دینشان را براى بهبود دنیایشان ترك نمى كنند، مگر آنكه خداوند زیانبارتر از آن را در كف دستشان مى نهد. ( نهج البلاغه، قصار 106)

5- با مردم آنچنان معاشرت کنيد که اگر بميريد بر مرگ شما اشک ريزند و اگر زنده بمانيد به شما عشق ورزند.(نهج البلاغه قصار10)

6- ای فرزند آدم هنگامی که ببينی پروردگارت پی در پی نعمتهايش را بر تو مي فرستد در حاليکه تو معصيت او را مي کنی بترس (که مجازات سنگينی در انتظار تو است). ( نهج البلاغه ، قصار 25)

7- اندازه مرد به اندازه همت او، و صداقتش به مقدار جوانمردى او، و دلیریش به اندازه عار داشتنش از كار زشت، و پاكدامنیش به میزان غیرت اوست. .( نهج البلاغه، قصار 47)

8- شما را به پنج چيز سفارش مى‏كنم كه اگر براى دسترسى بدان رنج سفر را بر خود هموار كنيد، در خور است‏ : احدى از شما جز به پروردگارش امید نبندد، و جز از گناه خود نترسد ، و از اعلامِ «نمى دانم» به وقت پرسش شدن از چیزى كه نمى داند حیا نكند، و از آموختن علمى كه دارا نیست شرم ننماید ، و بر شما باد به صبر ، چه اينكه صبر نسبت به ايمان به منزله سر نسبت به بدن است، (همانطور که) در بدنى كه سر ندارد خیری نیست ، در ايمانى كه صبر نباشد خيرى نيست‏. (نهج البلاغه، قصار 82)

9- خبر آنچه پیش از شما و بعد از شماست، و نیز دستور زندگى شما در قرآن است. (نهج البلاغه، قصار 313)

10- از نافرمانى خدا در خلوت ها پروا كنید، كه بیننده همان حاكم است. (نهج البلاغه، قصار 324)

11- سخت ترین گناهان گناهى است كه گنهكار آن را ناچیز بشمارد. (نهج البلاغه، قصار 348)

12- آن كه در عیب خود نظر كند از نظر در عیب دیگران بازماند. (نهج البلاغه، قصار 349)

13- هركه گفتارش فراوان شد خطایش فزونى گرفت، و هركه خطایش بسیار گشت حیایش اندك شد، و هر كه حیایش اندك شد پارساییش كم شد، و هر كه پارساییش كم شد دلش مرد، و هركه دلش بمیرد وارد آتش شود. (نهج البلاغه، قصار 349)

14- سخن را تا نگفته اى در بند توست و چون گفتى تو در بند آنى، پس زبانت را چون طلا و نقره ات حفظ كن، چه بسا یك كلمه نعمتى را از بین برده و عذابى را پیش آورد. (نهج البلاغه، قصار 381)

15- بزرگترین عیب آن است كه صفتى را عیب دانى كه مانند آن در خودت باشد. (نهج البلاغه، قصار 353)

16- بندگان خدا، از دشمن خدا (شیطان) حذر كنيد، مباد آنكه شما را به درد خود مبتلا كند، و با ندايش شما را به حركت آورد، و با ارتش سواره و پياده اش بر شما بتازد. به جان خودم سوگند كه تيرى سهمناك عليه شما به كمان گذاشته، و كمان را با شدت هرچه تمامتر كشيده، و از مكانى نزديك به شما تير انداخته. و گفته: «پروردگارا، براى آنكه مرا اغوا كردى، زر و زينت دنيا را در زمين در برابر ديده آنان جلوه مى دهم و همه را به ضلالت دچار مى نمايم» (نهج البلاغه - خطبه قاصعه)

17- به خدا سوگند اینکه می گویم بازی نیست ، جدی و حقيقت است، دروغ نيست، و آن چيزى جز مرگ نيست، كه بانگ دعوت كننده اش رسا، و به سرعت همه را ميراند پس انبوه زندگان ، و طرفداران ، تو را فريب ندهند، همانا گذشتگان را ديدى كه ثروتها اندوختند و از فقر و بيچارگى وحشت داشتند و با آرزوهاى طولانى فكر مى كردند در امانند، و مرگ را دور مى پنداشتند، ديدى كه چگونه مرگ بر سرشان فرود آمد و آنان را از وطنشان بيرون راند و از خانه أمن كوچشان داد كه بر چوبه تابوت نشستند، و مردم آن را دست به دست مى كردند و بر دوش گرفته و با سر انگشت خويش نگاه مى داشتند آيا نديديد آنان را كه آرزوهاى دور و دراز داشتند، و كاخ هاى استوار مى ساختند، و مالهاى فراوان مى اندوختند، چگونه خانه هايشان گورستان شد و اموال جمع آورى شده شان تباه و پراكنده و از آنِ وارثان گرديد و زنان آنها با ديگران ازدواج كردند نه مى توانند چيزى به حسنات بيفزايند و نه از گناه توبه كنند. (نهج البلاغه خطبه 132)


فرازهایی از دعای کمیل (دعایی است عرفانی که حضرت علی علیه السلام به یار خاصش کمیل تعلیم نمود)

خدايا ! آمرزنده ‏اى براى گناهانم و پرده ‏پوشى برای زشتكاري هايم و تبديل كننده‏ اى براى كار زشتم به زيبايى، جز تو نمی يابم معبودى جز تو نيست ، پاك و منزّهى و به ستايشت برخاسته‏ ام ، به خود ستم كردم و از روى نادانى جرأت نمودم و به ياد ديرينه ‏ات از من و بخششت بر من به آرامش نشستم‏ . خدايا! اى سرور من چه بسيار زشتى مرا پوشاندى و چه بسيار بلاهاى سنگين و بزرگى كه از من برگرداندى و چه بسيار لغزشى كه مرا از آن‏ نگهداشتى و چه بسيار ناپسند كه از من دور كردى و چه بسيار ستايش نيكويى كه شايسته آن نبودم و تو در ميان مردم پخش كردى.

خدايا! بلايم‏ بزرگ شده و زشتى حالم از حدّ گذشته و كردارم خوارم ساخته و زنجيرهاى گناه مرا زمين‏گير نموده و دورى آرزوهايم مرا زندانى ساخته و دنيا با غرورش و نفسم با جنايتش و امروز و فردا كردنم در توبه مرا فريفته ، اى سرورم از تو درخواست میكنم به عزّتت كه مانع نشود از اجابت دعايم به درگاهت ،بدى عمل و زشتى كردارم‏ و مرا با آنچه از اسرار نهانم میدانى رسوا مسازى و در كيفر آنچه در خلوتهايم انجام دادم‏ شتاب نكنى،از زشتى كردار و بدى رفتار و تداوم تقصير و نادانى و بسيارى شهواتم‏ و غفلتم،شتاب نكنى.

ای خداى من اينك پس از كوتاهى در عبادت و زياده‏روى در خواهش هاى نفس بازآمده ام با عذرخواهی ، پشيمانی ، شكسته‏ دلی و تقاضای عفو‏ و آمرزش ، با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه ، بی آنكه گريزگاهى از آنچه از من سرزده بيابم و نه پناهگاهى كه به آن رو آورم‏ ، جز اينكه پذيراى عذرم باشى،و مرا در رحمت فراگيرت بگنجايى ، خدايا! پس عذرم را بپذير، و به بدحالی ام رحم كن و رهايم ساز از بند محكم گناه.


فرازهایی از مناجات امیر المومنین علیه السلام

خدایا از تو امان مى‏ خواهم ، روزى كه سودى ندهد مال و فرزندان‏ مگر كسى‏ كه دلى به تمام معنا سالم نزد خدا آرد،و از تو امان مى ‏خواهم روزى كه ستمكار مى‏ گزد هر دو دستش را،و مى ‏گويد اى كاش همراه پيامبر راه خدا را انتخاب مى‏كردم ،

و از تو امان مى‏ خواهم روزى كه شناخته شوند گناهكاران‏ به نشانه‏ هايشان ، و به پيشانيها و قدمها بگيرندشان و از تو امان مى‏ خواهم روزى كه كفايت نمى ‏كند پدرى از فرزندش ، و نه فرزندى كفايت‏كننده است از پدرش به هيچ‏ وجه ، البته وعده خدا حق است.

و از تو امان مى‏ خواهم‏ روزى كه عذرخواهى ستمكاران سود نمى‏ دهد ، و بر ايشان است لعنت ، و عذاب و شكنجه سراى آخرت و از تو امان ميخواهم‏ روزى كه كسى براى كسى اختيار چيزى را ندارد ، و اختيار همه‏ چيز در آن روز براى خداست ،

و از تو امان مى ‏خواهم روزى كه انسان فرار مى‏كند از برادر و پدر و مادر و همسر و فرزندانش ، براى هركدام از آنها در آن روز كارى است،كه آن‏ كار او را بس است ، و از تو امان مى‏ خواهم روزى كه گنهكار دوست دارد ، اگر بتواند از عذاب آن روز ، پسرانش و همسرش و برادرش و خويشانش كه او را در بر مى ‏گيرند و هركه در روى زمين است بها بدهد سپس اين بها دادن او را نجات دهد هرگز! همانا عذاب الهى آتشى شعله‏ ور است ، بركننده پوست اعضا براى سوزاندن است!

مولايم اى مولاى من،تو مولايى و من بنده ‏ام،آيا رحم‏ مى‏ كند به بنده جز مولا؟ مولايم اى مولاى من ، تو مالكى و من مملوكم،آيا رحم مى‏كند به مملوک جز مالک؟ مولايم اى مولاى من،تو عزيزى و من خوار ، آيا رحم مى‏ كند به خوار جز عزيز؟...

منبع : گنجینه دانش

 

فايل ها:
Name تاريخ اندازه فايل Hits    
دانلود مقاله کلام امیر المومنین علیه السلام 1394-03-03 128.69 KB 730
دانلود نرم افزار نهج البلاغه برای آندروید 1394-03-03 2.09 MB 653
دانلود html کتاب غرر الحکم برای کامپیوتر 1394-03-03 267.66 KB 691
دانلود apk کتاب غرر الحکم برای اندروید 1394-03-03 1.83 MB 720
دانلود jar کتاب غرر الحکم برای موبایل جاوا 1394-03-03 1.25 MB 699

دیدگاه‌ها   

hasan
0 #1 hasan 1394-05-05 19:48
تمام هستی ام فدای امیر المومنین
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مدیر سایت گنجینه دانش

افشین اصغری

مهندس افشین اصغری هستم 33 ساله و دارای 9 سال سابقه تدریس فیزیک , ریاضی , عربی و انگلیسی و مشاوره تحصیلی

پذیرش دانش آموز در تهران و کرج برای تدریس

تلفن تماس : 09125637231

جستجو در سایت گنجینه دانش




در اين سایت

اپلیکیشن موبایل + کانال تلگرام