آیات نازل شده در شأن امیرالمومنین

emam-aliبنا به نقل مفسّرين و مورّخين (مانند ابن عساکر، از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب تاریخ دمشق جلد 42 ، صفحه 364) آيات زيادى (بيش از سيصد آيه) در باره ولايت على عليه السلام و فضائل آن حضرت در قرآن كريم آمده است كه نقل همة آنها از عهده اين مقاله خارج است ، لذا ما در اينجا فقط به چند مورد اشاره ای کوتاه مي نمائيم.


1- آيه ولايت

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُون  (سوره مائده – آیه 55)

«سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنهایی كه ايمان آورده‏ اند، همانها كه نماز را برپا مى‏ دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏ دهند»
امام باقر علیه السلام فرمودند : طايفه‏ اى از يهودیان مسلمان شدند از آن جمله عبد اللَّه بن سلام، اسد، ثعلبه، ابن يامين و ابن صوريا بودند كه همگى خدمت رسول خدا (ص) عرض كردند يا نبى اللَّه حضرت موسى وصيت كرد به يوشع بن نون و او را جانشين خود قرار داد، وصى شما كيست يا رسول اللَّه؟ و بعد از تو ولى و سرپرست ما كيست؟
در پاسخ اين سؤال اين آيه نازل شد:" إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ" آن گاه رسول خدا فرمود برخيزيد، همه برخاسته و به مسجد آمدند، مردى فقير و سائل داشت از مسجد به طرف آن جناب مى‏آمد، حضرت فرمود: اى مرد آيا كسى به تو چيزى داده؟ عرض كرد: آرى، اين انگشتر را يك نفر همين اكنون به من داد، حضرت پرسيد چه كسى؟ عرض كرد آن مردى كه مشغول نماز است ، و اشاره به على بن ابى طالب عليه السّلام كرد، پرسيد در چه حالى به تو داد؟ عرض كرد در حال ركوع، حضرت تكبير گفت. اهل مسجد همه تكبير گفتند، حضرت رو به آن مردم كرد و فرمود: پس از من على (ع) ولى شماست، آنان نيز گفتند ما به خداوندى خداى تعالى و به نبوت محمد (ص) و ولايت على (ع) راضى و خشنوديم. (تفسیر الميزان، ج‏6، ص22)


2- آيه اولیای امر
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكم‏  (سوره نساء – آیه 59)
«اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد»
جابر بن عبد الله انصاری می گوید: وقتی خداوند آیة ﴿یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم﴾ بر پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله نازل کرد، من به او عرض کردم: «یا رسول الله ما خدا و رسولش را شناختیم، اما «اولی الامر» که خداوند اطاعت و پیروی آنان را دوشادوش اطاعت تو قرار داده است، چه کسانی اند؟»
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای جابر! آنان جانشینان من و امامان مسلمانان بعد از من هستند، که اوّل ایشان علی بن ابی طالب است و بعد از او به ترتیب حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی، که در تورات به باقر معروف است، و تو ای جابر! او را می بینی، در آن موقع سلام مرا به او برسان. بعد از او جعفر بن محمد صادق و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی می باشند و بعد از او امام هم نام و هم کنیة من، حجت خدا بر روی زمینش و آخرین نشانة پروردگار در میان بندگانش، پسر حسن بن علی است.
(كمال الدين، ، ج ١، باب ٢٣، ص ٢٥٣ -  تفسیر البرهان ج2 ص 103 – تفسیر الصافی ج1 ص ٤64)


3- آیه تبلیغ
يَأَيهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ  وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ  (سوره مائده– آیه 67)
«اى پيغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان كه اگر نرسانى تبليغ رسالت و اداء وظيفه نكرده ‏اى»
فخر رازی ، مفسّر معروف اهل سنّت درباره شأن نزول این آیه در «تفسیر الرازی ، ج 12، ص 49،50» می‌نویسد :
«نزلت الآیة فی فضل علی بن أبی طالب علیه السلام ، ولما نزلت هذه الآیة أخذ بیده وقال : من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه، فلقیه عمر فقال : هنیئا لک یا ابن طالب أصبحت مولای ومولى کل مؤمن ومؤمنة؛
این آیه در برتری و شان علی (ع) نازل شده است زیرا پس از نزول آن، پیامبر (ص) دست علی (ع) را گرفت و فرمود: هر کس من رهبر او هستم، علی (ع) رهبر اوست خدایا دوست دارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار ، عُمَر به دیدار علی (ع) شتافت وگفت: مبارک باشد بر تو ای علی تو از این لحظه مولی و فرمانده من و تمام مردان و زنان مومن هستی»


4- آیه اکمال دین
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتمَْمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتىِ وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْاسْلَامَ دِينًا   (سوره مائده– آیه 3)
«امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم»
یعقوبی تاریخ نویس معروف اهل سنّت در کتاب «تاریخ الیعقوبى ج2 ، ص43 » می نویسد:
«و گفته شده است که آخرین آیه ای که بر رسول خدا (ص) نازل شده است همین آیه 3 سوره مائده بوده است و این همان روایت صحیح است ، و نزول آن در مورد امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع) بوده است در غدیر خم»

imam-ali
5- آیه تطهیر
 إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِيرًا   (سوره احزاب – آیه 33)
« جز اين نيست كه خداوند مى‏ خواهد از شما اهل بيت هر گونه پليدى را بزدايد و شما را کاملاً پاک سازد»
حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرموده این آیه در مورد رسول خدا و علی بن ابیطالب و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است و شأن نزول آن این است که رسول خدا (ص) در خانه ام سلمه بر سر آنها عبایی انداخت و عرض کرد : « خدایا اینها اهل بیت من ‌اند. خدایا رجس و پلیدی را از آنها برطرف کن» سپس این آیه نازل شد. ام سلمه (همسر پیامبر) عرض کرد : « آیا من هم با آنها هستم؟» پیامبر فرمود : « تو زن خوبی هستی، و از زنان صالح من هستی . ولی از اهل بیت نیستی» (بحار الانوار، ج 35، ص206)
امیرالمؤمنین (ع)، در زمان خلافت عثمان در میان گروهى از مهاجر و انصار در مسجد پیامبر، (ص)، گرد آمده بودند. سخنرانى فرمود، در خلال سخنان خود، اشاره به آیه تطهیر نمود و چنین فرمود: « ... ام سلمه هم مى خواست که مورد شمول این آیه باشد و در زمره اهل بیت قرار گیرد، اما پیامبر (ص) فرمود: نه، تو عاقبت به خیر هستى، اما، این آیه فقط در حق من و برادرم على، دخترم فاطمه و دو فرزندم، حسن و حسین که درود بى پایان پروردگار بر آنان باد، و همچنین درباره نُه نفر از فرزندان پسرم حسین (ع) نازل شده است.»
(كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2، ص646)

 

6- آيه مباهله
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَذِبِين  (سوره آل عمران– آیه 61)
«پس هر كه با تو درباره او [عيسى‏] پس از آنكه بر تو [به واسطه وحى، نسبت به احوال وى‏] علم و آگاهى آمد، مجادله و ستيز كند، بگو: بياييد ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت كنيم سپس يكديگر را نفرين نماييم، پس لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم»
در تفاسير شيعه و سنى و برخى كتب حديث و تاريخ مى‏ خوانيم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مأمور تبليغ اسلام در منطقه نجران از بلاد يمن شدند. مسيحيانِ نجران نيز هيئتى را به نمايندگى از سوى خود براى گفتگو با پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله به مدينه روانه داشتند. با وجود گفتگوهايى كه ميان آنان و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ردّ و بدل شد، باز هم آنان بهانه‏ جويى كرده و در حقّانيّت اسلام ابراز ترديد مى‏ كردند. اين آيه نازل شد و خطاب به پيامبر فرمود: به كسانى كه با تو محاجّه و جدال كرده، و از قبول حقّ شانه خالى مى‏ كنند، بگو: بياييد با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان، خدا را بخوانيم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگويان نفرين كنيم و هر نفرينى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مى‏شود كه راه او باطل است و با اين وسيله به اين گفتگو و جدال پايان دهيم. هنگامى كه نمايندگان مسيحيان نجران، پيشنهاد مباهله را از رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله شنيدند، به يكديگر نگاه كرده و متحيّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در اين باره فكر و انديشه و مشورت كنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پيشنهاد را بپذيريد و اگر ديديد كه پيامبر با سر و صدا و جمعيّتى انبوه براى نفرين مى ‏آيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با افراد معدودى به ميدان آمد، از انجام مباهله صرف نظر و با او مصالحه كنيد.
روز مباهله، آنها ديدند كه پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن بيرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسين عليهما السلام و آن جوان، علىّ بن ابى طالب عليهما السلام و آن زن فاطمه ‏ى زهرا عليها السلام دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بودند. اسقف مسيحيان گفت: من چهره‏ هايى را مى ‏بينم كه اگر از خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مى ‏شود. اگر اين افراد نفرين كنند، يك نفر مسيحى روى زمين باقى نمى‏ماند. لذا از مباهله اعلام انصراف كرده و حاضر به مصالحه شدند.
گرچه پيامبر مى ‏توانست خود شخصاً نفرين كند و كارى به علىّ، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام نداشته باشد، ولى خدا و رسول، با اين عمل به ما فهماندند كه اين افراد، ياران و شريكان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او هستند و همراه او آماده‏ى استقبال از خطر بوده و تداوم‏گر حركت او مى ‏باشند. همچنین از کلمه «أنفُسَنَا» در آیه فهمیده می شود که علىّ بن ابى طالب عليهما السلام، جان رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله است. (تفسیر نور – ج 2 – ص76)


7- آيه مودت
قُل لَّا أَسَْلُكمُ‏ْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فىِ الْقُرْبى‏   (سوره شوری – آیه 23)
«بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم‏] هيچ پاداشى جز مودّت نزديكان [يعنى اهل بيتم‏] را نمى ‏خواهم»
وقتى آيه قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ نازل شد، گفتند: يا رسول اللَّه خويشاوندان شما كه محبّت آنها بر ما واجب شد كيانند؟ فرمود علي و فاطمه و دو فرزندشان.(بحار الأنوار، ج‏23، ص 232)
امام باقر(ع) در تفسیر این آیه شریفه می فرماید: «نزدیکان پیامبر، همان ائمه معصومین(ع) هستند» (تفسیر نور الثقلین، ج4، ص573)


7- آيه علم قرآن
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلًا  قُلْ كَفَى‏ بِاللَّهِ شَهِيدَا بَيْنىِ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَاب  (سوره رعد – آیه 43)
«و كسانى كه كفر ورزيدند مى ‏گويند: تو فرستاده (خدا) نيستى. بگو: كافى است كه خدا ميان من و شما گواه باشد و نيز آن كس كه علم كتاب (قرآن کریم) نزد اوست»
ابو سعيد خدرى گفت: از پيامبر خدا (ص) راجع به سخن خداوند: «وَ مَن عِندَه عِلمُ‏ الكِتاب» (آن كس كه علم كتاب (قرآن کریم) نزد اوست)  پرسيدم، گفت: او برادرم علىّ بن ابى طالب (ع) است. (سيماى امام على عليه السلام در قرآن / ترجمه شواهد التنزيل، ص: 169)


8- آيه انفاق
الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِالَّيْلِ وَ النَّهَارِ سِرًّا وَ عَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُون
«كسانى كه اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشكار انفاق مى‏ كنند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شايسته و مناسب است و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مى‏ شوند»  (سوره بقره – آیه 274)
در تفاسير صافى، مجمع البيان، قرطبى و كبير فخر رازى آمده كه اين آيه در شأن حضرت على عليه السلام نازل شده است. هنگامى كه آن حضرت فقط چهار درهم ذخيره داشت، يك درهم را در روز، يك درهم را در شب، سومين آن را مخفيانه، و چهارمين درهم را آشكارا در راه خدا انفاق نمود. (تفسير نور، ج‏1، ص: 439)


9- آيه فروختن جان    
وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ  وَ اللَّهُ رَءُوفُ  بِالْعِبَاد  (سوره بقره – آیه 207)
«و از مردم كسی هست كه جان خود را براى خشنودى خداوند مى‏ فروشد (در راه خدا جانبازى مى ‏كند) و خدا با چنين بندگان رئوف و مهربان است»
ابن أبي الحديد كه از علماى قرن هفتم اهل سنّت است، در شرح نهج البلاغه خود آورده است: تمام مفسّران گفته ‏اند اين آيه درباره على بن ابى طالب عليه السلام نازل شده است كه در ليلة المبيت در بستر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خوابيد. و اين موضوع در حدى از تواتر است كه جز كافر يا ديوانه آن را انكار نمى ‏كند. (تفسير نور، ج‏1، ص 326)
توضیح : لیلة المبیت شبی است که سران قریش تصمیم گرفتند در آن شب حضرت محمد صلّ اللّه علیه و آله را به قتل برسانند، ولی حضرت علی علیه السلام به جای پیامبر اکرم در بستر آن حضرت خوابید و نقشه قریش به سرانجام نرسید.


10- آيه بهترين مخلوقات
إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئكَ هُمْ خَيرُْ الْبرَِيَّة  (سوره بیّنه – آیه 7)
«مسلماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده ‏اند، اينانند كه بهترين مخلوقات‏ اند»
ابن عباس مى‏گويد: هنگامى كه آيه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ نازل شد پيغمبر اكرم (ص) به على (ع) فرمود:                        
«منظور از اين آيه تو و شيعيانت هستيد كه در روز قيامت وارد عرصه محشر مى ‏شويد در حالى كه هم شما از خدا راضى و هم خدا از شما راضى است و دشمنت خشمگين وارد محشر مى‏شود و به زور به جهنم مى‏ رود.» (تفسير نمونه، ج‏27، ص211)

 

11- آيه محبوبیّت
إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَاتِ سَيَجْعَلُ لهَُمُ الرَّحْمَانُ وُدًّا  (سوره مریم – آیه 96)
«مسلّماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده ‏اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار مى ‏دهد»
در بسيارى از كتب اسلامى اين معنى از ابن عباس نقل شده كه مى‏گويد: (این آیه) در باره على بن ابى طالب ع نازل گرديده، و معنى آن اين است خدا محبّت او را در دلهاى مؤمنان قرار مى‏دهد.(تفسير نمونه، ج‏13، ص: 148)

imam-ali-2
12- آيه سوال از ولایت
وَ قِفُوهُمْ  إِنهَُّم مَّسُْولُون  

«آنها را نگهداريد كه بايد بازپرسى شوند!» (سوره صافات – آیه 24)
پيامبر خدا صلّ اللّه علیه و آله فرمود: وقتى روز قيامت شود من و على بر صراط مى ‏ايستيم و كسى از كنار ما عبور نمى‏كند مگر اينكه از ولايت على از او مى‏ پرسيم پس هر كس با على باشد (به بهشت مى‏ رود) و گرنه او را به آتش مى ‏اندازيم و اين است معناى سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون» (سيماى امام على عليه السلام در قرآن / ترجمه شواهد التنزيل، ص: 278)


13- آيه درخواست عذاب
سَأَلَ سَائلُ  بِعَذَابٍ وَاقِع

«تقاضاكننده ‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد» (سوره معارج – آیه 1)
مرحوم علامه امینی در کتاب شریف الغدیر ، نام سی نفر از بزرگان مفسرین و محدثین از قرن سوم هجری تا قرن چهاردهم را نقل کرده که گفته اند: شأن نزول آیه «سأل سائل» مربوط به شخصی می باشد که به پیغمبر(ص) گفت: نصب امیرالمؤمنین به خلافت در روز غدیر از طرف خودت بود یا از طرف خدا؟ ما را به حج و روزه و زکات فرمان دادی و ما قبول کردیم، اما راضی نشدی، تا آن که پسر عموی خودت را بر ما حاکم کردی! سپس گفت: «اللهم ان کن هذا الحق من عندک فامطر علینا حجارة من السماء» (سوره انفال – آیه 32) خدایا اگر این حق است از آسمان سنگی بباران (تا نابود شویم و شاهد چنین روزی نباشیم) سنگی فرود آمد و او نابود شد و این آیه نازل شد: «سأل سائل بعذاب واقع» (تفسیر نور، ج 10، ص 211)


14- سوره عادیات
وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا(1) فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا (2) فَالمُْغِيرَاتِ صُبْحًا (3) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا (4) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا (5)
«سوگند به اسبان دونده ی (مجاهدان) در حالى كه نفس‏ زنان به پيش مى ‏رفتند، (1) و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سم هايشان با سنگ هاى بيابان)، (2) و سوگند به هجوم آوران سپيده دم (3) كه گرد و غبار به هر سو پراكندند، (4) و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند، (5)»
شأن نزول سوره عادیات: ... پس از اين ، پيكار سلسله اتفاق افتاد و مقدمه آن اين بود كه مرد عربى حضور رسول خدا ص آمده در برابر او نشست و گفت آمده ‏ام تا تو را پندى دهم و آن اينست كه عده ای از عربها در وادى الرمل گرد آمده و مقرر داشته تا بر تو شبيخون بزنند و آنان را معرفى كرد.
پيغمبر (ص) دستور داد مردم را در مسجد گردآورند در ميان اجتماع مردم به منبر رفته حمد و ثناى الهى را بجاى آورد و فرمود دشمنان خدا و مسلمانان در نظر دارند به شما شبيخون بزنند اينك كيست براى سركوبى آنان اقدام نمايد. عده ای از اهل صفه (فقرائى كه خانه معينى نداشته و مهاجر بودند) از جا برخاسته عرضه داشتند ما براى سركوبى آنان حاضريم هر كدام از ما را كه شايسته پيكار ميدانى مأموريت بده. رسول خدا (ص) قرعه زد، قرعه بنام هشتاد نفر از ايشان و از غير ايشان اصابت كرد.
پيغمبر اكرم (ص) به ابو بكر دستور داد پرچم را بگير به جانب بنى سليم كه نزديك حره آماده كارند كوچ كن. وى با عده ای حركت كرده نزديك سرزمين آنها رسيد كه درختان بسيار و سنگهاى زيادى داشت، بنى سليم در بطن وادى جاى گرفته و دسترسى بدانها در كمال دشوارى بود ابو بكر چون خواست به طرف آنها توجه كند آنها از مخفيگاه هاى خود بيرون آمده مسلمانان را شكست داده و عده بسيارى از آنها را كشتند و ابو بكر با همراهيان فرار كرد.
چون حضور پيغمبر (ص) رسيدند رسول خدا (ص) عُمر را براى سركوبى نامبردگان نامزد نمود. او هم به مجردى كه بمحل آنان رسيد آنها از زير سنگها كه كمين كرده بودند بيرون آمده او را نيز شکست دادند.
رسول خدا (ص) از اين پيش ‏آمد متأثر گرديد. عمرو عاص به عرض رسانيد مرا براى سركوبى آنان فرمان بده زيرا در جنگ بايد حيله كرد ممكن است من بتوانم خدعه بكار برده و آنها را نابود سازم.
حضرت او را همراه با جماعتى بجانب آنان گسيل داشت و توصيه كرد كه مبادا دست از پيكار بردارد. عمرو عاص بمجردى كه وارد وادى شد بنى سليم از مخفيگاه هاى خود بيرون آمده او را شكست داده و عده ای از اصحاب او را از پاى درآوردند.
رسول خدا (ص) پس از شكست نامبرده چند روزى صبر كرده و عليه آنان دعا مي فرمود سپس على (ع) را خوانده پرچم پيروزى را بنام او بسته و فرمود او را براى سركوبى دشمن فرستادم تا بدون فرار بر آنان بتازد و سركوبى دهد، و دست به آسمان دراز كرد عرض كرد پروردگارا اگر ميدانى رسول توام حقيقت مرا در باره او نگهدارى فرما و او را از شر دشمنان نگهدارى كن و به اندازه‏اى كه شايسته بود دعا كرد.
على (ع) به عزيمت دشمن حركت كرد و پيغمبر (ص) هم براى بدرقه وى بيرون آمد و تا مسجد احزاب از وى بدرقه كرد.
على (ع) آن روز بر اسب قرمز رنگ دم كوتاهى سوار بود و دو بُرد يمانى بر گستوان وى قرار داده و نيزه خطيه در دست داشت و همان عده‏اى كه با عمر و ابو بكر و عمرو عاص آمده بودند با وى نيز همراه شدند على (ع) از بيراهه بطرف عراق رهسپار شد به اندازه‏ اى كه همراهان خيال كردند على (ع) آنها را به محل ديگرى هدايت مي كند سپس آن حضرت وارد جاده پستى شده و آمد تا به كنار وادى رسيد. على (ع) شب حركت مي كرد و روزها در مخفيگاه آرام مي گرفت و به همين ترتيب هنگامى كه نزديك وادى رسيد دستور داد دهان اسبها را ببندند و آنان را در مكانى متوقف ساخت و فرمود از جاى خود حركت نكنيد آنگاه خود او در برابر لشكريان به گوشه ای رفت...
هنگامى كه على‏ (ع) احساس كرد طلوع صبح ظاهر شد و دشمنان آسوده و به خواب رفته اند به لشكر دستور داد بر آنها شبيخون زدند و خداى متعال او را بر دشمنان پيروزى داد و سوره‏ وَ الْعادِياتِ‏ ضَبْحاً را نازل فرمود پيغمبر اكرم (ص) ياران خود را از پيروزى على (ع) مژده داد و دستور صادر كرد تا همه به استقبال على (ع) بيرون روند. اصحاب در دو صف و رسول خدا (ص) پيشاپيش آنها به استقبال آمدند. على (ع) كه چشمش به رسول خدا (ص) افتاد از اسب پياده شد رسول خدا (ص) فرمود يا على سوار شو كه خدا و رسول از تو راضى‏اند، على (ع) از خوشحالى گريست.
پيغمبر (ص) فرمود هر گاه خوف اين معنى نبود كه مردم در باره تو سخنانى كه نصرانيان در باره مسيح گفتند بگويند امروز آنچنان در ستايش تو دهان مى‏گشادم كه هر گاه از كنار جمعيتى عبور كنى خاك قدم ترا به عنوان توتيا و تبرّك بردارند. (الإرشاد للمفيد / ترجمه ساعدى، ص 147)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس سوره «و العاديات» را بخواند و بر قرائت آن مداومت كند، خداوند او را در روز قيامت با امير مؤمنان (ع) محشور خواهد ساخت و در كنار آن حضرت و از همنشينان او خواهد بود. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال - ترجمه انصارى، ص 241)

emam-ali-quran2

15- نام امام علی علیه السلام در قرآن (1)  (خلاصه ای از مقاله ی حجت الاسلام سوزنچی در سایت www.souzanchi.ir)
در هزار ماه حکومت بنی امیه (لااقل تا زمان عمربن عبدالعزیز) بردن نام علی علیه‌السلام و ذکر فضایل او از بزرگترین جرایم بود و علمای درباری بنی‌امیه چون جرأت تغییر دادن متن قرآن و امکان حذف نام علی علیه‌السلام از قرآن کریم را نداشتند همین ترفند را (ترفند ترجمه نام علی به بلند مرتبه را) در مورد نام حضرت علی علیه‌السلام در قرآن انجام دادند و علی‌ رغم تلاشهای امامان شیعه و اصحاب ایشان، غلبه رسانه‌ای بنی‌امیه و فرهنگ ‌سازی ‌ای که توسط علمای درباری بنی‌امیه، و بعد از آن، بنی‌عباس، انجام شد، به گونه‌ای شد که کم‌کم این ترفند به عنوان تفسیر درست آیات قلمداد شد و بعدها حتی بسیاری از علمای شیعه در دام این ترفند افتادند.
در سوره شعرا، آیه ۸۴ این دعای حضرت ابراهیم را نقل می‌فرماید که:

وَ اجْعَل لىّ‏ِ لِسَانَ صِدْقٍ فىِ الاَْخِرِين
 (یعنی: در میان آیندگان «لسان صدق»ی [زبانِ حقیقت] برای من قرار بده.»
خداوند در سوره مریم (آیات ۴۹-۵۰) خبر از استجابت این دعا می‌دهد و می‌فرماید:

فَلَمَّا اعْتزََلهَُمْ وَ مَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ  وَ كلاًُّ جَعَلْنَا نَبِيًّا(49)
وَ وَهَبْنَا لهَُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَ جَعَلْنَا لهَُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا (50)
«پس هنگامی که از آن بت‌پرستان و آنچه می‌ پرستیدند کناره گرفت، به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همگی را پیامبر قرار دادیم؛ و از رحمت خود به آنها بخشیدیم و برای آنها لسان صدق را علی قرار دادیم.»
این مطلب که اینجا «علی» اسم امیرالمومنین است، مطلبی است که بسیاری از علمای بزرگ شیعه از ائمه اطهار روایت کرده‌اند. مثلاً ابوبصیر از امام صادق علیه‌السلام (بحار الانوار، ج۳۵، ص۵۹)، یونس بن عبدالرحمن از امام رضا علیه‌السلام (بحارالانوار، ج۳۶، ص۵۷) و علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از امام حسن عسگری (بحار الانوار، ج۱۲، ص۹۳) صریحا این مطلب را نقل کرده‌اند که در اینجا فقط به بیان یونس بن عبدالحمن بسنده می‌کنیم:
«یونس بن عبدالرحمان به امام رضا علیه‌السلام عرض کرد: گروهی از من اسم علی در کتاب الله عزوجل را طلب کردند؛ برای آنها این آیه را خواندم که خداوند می‌فرماید: « وَ جَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیّاً». امام به من فرمود: «صدقت، هو کذا» (درست گفتی، این همان است)


16- نام امام علی علیه السلام در قرآن (2)
خداوند در آیات ۴ و ۵ سوره زخرف می‌فرماید:
وَ إِنَّهُ فىِ أُمّ‏ِ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلىِ‏ٌّ حَكِيمٌ (4)
أَ فَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَن كُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِينَ (5)
معنای آیه این است: «قطعا او در ام‌الکتاب [سوره حمد] نزد ما همان علیِ حکیم است؛ آیا اگر شما گروهی افراط‌کار هستید، [گمان می‌کنید که در نتیجه] ما از بیان بخشی از ذکر [قرآن] خودداری می‌کینم؟»
لازم به ذکر است که «ام الکتاب» یکی از نامهای سوره حمد است، و در این سوره آمده است که «اهدنا الصراط المستقیم» و در مورد اینکه این صراط چیست، مطلب، از طریق «شخص» معرفی شده نه با اوصافی مانند کارهای خوب و …؛ یعنی در بیان صراط، به گروهی اشاره شده. اکنون در این آیه می‌فرماید آن کسی که نزد ما در سوره حمد مورد نظر بوده، قطعا علیِ حکیم (تعبیر علی حکیم همانند تعبیر لقمان حکیم است) است؛ و شما هم گمان نکنید که چون یک عده آدم افراطی هستید، ما از بیان چنین مطلبی در قرآن خودداری می‌ کنیم.
در روایات متعددی صریحا این آیه در توصیف و معرفی حضرت علی علیه‌السلام به کار رفته است (مانند روایت حماد بن عیسی از امام صادق علیه‌السلام که امام فرمود:‌ صراط مستقیم در قرآن همان علی علیه‌السلام است و دلیل بر این مطلب همین آیه است که فرمود او (صراط مستقیم) در ام الکتاب (سوره حمد) همان علی حکیم است.  (معانی الأخبار، ص۳۳)

 

 

فايل ها:
Name تاريخ اندازه فايل Hits    
دانلود pdf مقاله «آیات نازل شده در شأن امیرالمومنین» 1394-04-19 471.12 KB 586
دانلود word مقاله «آیات نازل شده در شأن امیرالمومنین» 1394-04-19 3.28 MB 535

 

منبع : گنجینه دانش

 

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكم‏ضهسه

دیدگاه‌ها   

محمد حسن
0 #1 محمد حسن 1394-05-05 20:03
همانا آسمان عبد علی بود
ملک درمانده از مدح علی بود
شگفتی های او پایان ندارد
که معراج پیمبر با علی بود
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید